وقایع اخیر
سه شنبه هفته قبل سرماخوردی و این دومین سرماخوردگی تو بود 
الهــــــــــــــی هیچ کوچولویی مریض نشه الهی به جای تو من مریض بشم اما تو همیشه سالم باشی
سه روز طول کشید تا خوب بشی شبا راحت نمیخابیدی گریه میکردی پامیشدم راه میبردمت بهت استامینوفن میدادم تا بهتر بشی بالاخره باهرسختی ای که بود گذشت
هنوز کاملا خوب خوب نشده بودی که پنجشنبه همش نق میزدی مشخص بود یه چیزیته بهت دست گذاشتم دیدم بدنت گرمه فهمیدم تب هم داری نگران شدم حس کردم مال دندونات باشه اما برا اطمینان بردیمت دکتر
دکتر معاینه ات کرد تب گیر هم برات گذاشت گفت تب نداری فقط یه شربت سرماخوردگی برات داد.فهمیدم برا دندوناته!تو مطب دکتر وزنت کردم عزیزم ماشالا خوب رشد کردی 9800 که دویست تا برا لباس کم میشه.
فرداشم همینطوری نق میزدی و همش آب دهنت مثل رود جاری بود شنبه شب هم نذاشتی من و بابایی بخوابیم یه ربع به یه ربع جیغ میزدی و گریه میکردی میگم جیغ یعنی جیــــــــــــــــــغاااااااا شیر هم نمیخوردی تا اینکه راه میبردیت دوباره خوابت میبرد تا ساعت سه وضعیت همین بود بعد خوابیدی تا5و نیم و بعدشم تا هفت ونیم خوابیدی صبح که پاشدی میخندیدی!!!(همچین بچه باحالی داریم ما)
خب از خاطرات تلخ بگذریم و بریم سر پیشرفتهای شما
عزیزدلم داری تلاش میکنی خودت پاشی بایستی! چند ثانیه بدون کمک می ایستیدی و بعد یهو تالاپ میخوری زمین
اولین خسارات شما هم شکستن گلدونمون بود
با مهارت تمام دستتو کردی پشت مبل و گلدون رو کشیدی و افتاد شکست مثلا همه چیزو جمع کردم و گذاشتم جایی که دست جنابعالی نرسه.
دستتو از اینجا رد کردی و گلدون و کشیدی
اینم دسته گل وروجک نازم
من![]()
تو ![]()
گلدون
تازه من به خیالم این مبلها که کاور داره تو دیگه نمیری زیرش اما ذهن فعال تو محدودیت قائل نیست امروز کله قشنگتو هل دادی و کاور رو رد کردی و رفتی زیر مبل منو میگی شدم این شلکی!
از شیطونیای اخیرت بگم که دیگه با بازی کردن با قابلمه و ماهیتابه ها قانع نمیشی میخای بری تو جاقابلمه ای
فدات شم تو هم مث بابایی عاشق مطالعه ای اینقدر خوندی و خوندی تا دور از جونت مثل این خرخون ها که کتاب رو میخورنا...
خوردیش!
بچه ام داره همه رو از حفظ میکنه در حد اعلا داره میخورتش که یه واو هم جانمونه!
اینم مراجل یه شیطنت دیگه
اینم چند تا عکس خوشجل جدید
محمدحسینم وجود پر از مهر تو چنان آرامشی به ما بخشیده که با تمام سلولهای بدنم آن را احساس میکنم باخنده های تو از اعماق وجودم شادی را احساس میکنم دوستت دارم فرشته نازنینم
هروقت میبرمت پشت پنجره آروم میشی مهربونم


وقایع اخیر 



















